آکستر

1141

در روزهای گذشته اونقدر اتفاق‌های شخصی و اجتماعی افتاد که نمی‌دونم از کجا شروع کنم! ولی دوست دارم به بعضی از اونها اشاره کنم تا دست کم تو این وبلاگ ثبت کرده باشم و از یادم نرن.

اولین چیزی که دوست دارم بهش اشاره کنم مصاحبه گلشیفته فراهانی با شبکه فرانسوی بود که همه ریختند رو سرش و گفتند داره از جمهوری اسلامی دفاع می‌کنه! چرا؟ چون تو مصاحبه‌ش گفته بود حمله نظامی به ایران راه حل خوبی نیست. من کل مصاحبه رو دیدم و فقط همین یه جمله بود که همه رو عصبانی کرد. اصلا هم سر در نمی‌آرم چرا. متوجهم که این نظام به پوسیدگی رسیده و به زودی فروپاشیده می‌شه ولی نمی‌فهمم چرا ایرانی‌ها برای فرار از این بن‌بست دست به دامن بیگانگانی دارند می‌شن که پیشتر، همین تابستون، به ایران حمله کرده بودند و نظامی و غیرنظامی رو کشتند. چرا فکر می‌کنند آمریکا یا اسراییل قراره با جنگ و خرابی‌هایی که احتمالا به بار می‌آرن اوضاع رو به نفع ایران (؟) تغییر بدن و خودشون این وسط هیچ سودی نمی‌برند؟

شخصا با این نظام مشکل دارم ولی در این مورد خاص با فراهانی هم‌عقیده‌م و پهلوی یا هر شخص دیگه‌ای که فکر می‌کنه توان مقابله با این نظام رو داره باید استراتژی خودش رو هم داشته باشه و نه اینکه چشم به دهن ترامپ و ترامپ‌ها بدوزه و منتظر بمونه تا اونها تصمیم بگیرند و بعد وارد عمل شه. کما اینکه چنین چیزی به وضوح داره اتفاق می‌افته.

بگذریم! دیروز بعد از مدت‌ها به مزرعه سر زدم و زن‌عمو رو دیدم. بهم گفت شوهر زهرا اون رو از خونه بیرون کرد و الان با دخترش تو خونه پدری‌ش زندگی می‌کنه. اونقدر ناراحت شدم که حد نداشت. طفلک! حدود شصت ساله‌ش هست و اون وقت شوهر معتادش توقع داره خرج خونه و زندگی رو زنش بده! و به خاطر اینکه کار نمی‌کنه بیرونش کرد. واقعا چه چیزهایی که آدم نمی‌بینه و نمی‌شنوه! نزدیک بود به زن‌عمو بگم بهش پیغام بده برگرده تو زمینمون کار کنه. حتی یه اشاره کوتاه هم کردم. عصر دیروز هم زن‌عمو زینب و فریبا اومدند به مامان سر زدند و مامان خودش قضیه زهرا رو پیش کشید. زن‌عمو گفت من بهت نگفتم به مامان نگو! خندیدم و گفتم طاقت نیاوردم! سر این قضیه هم کمی شوخی کردیم و خندیدیم. ولی شوهر زهرا خونه‌شون رو کرده شیره‌کش‌خونه. اعتیاد چه‌ها که به روز آدم و خانواده‌ش نمی‌آره!!

   چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، 14:31  توسط شبگرد  |